
هر سلامی یک خداحافظی و هر آغازی یک پایانی دارد...من این وبلاگ رو زمانی ساختم که فضای مجازی به شکل امروزی نبود...نه تلگرامی نه اینستایی نه حتی واتساپ و وایبر و لاینی....من وبلاگم رو سال 88 ساختم و اکنون که بهمن 96 هست به انتهای آن رسیدم..لحظات خوب و زیبایی رو برام ساخته بودید ..بخاطر همه اون لحظات ازتون ممنونم...من فعالیتم رو امروز 11 بهمن 96 در وبلاگ تموم میکنم ولی در دیگر صفحات مجازی هستم..آدرس تلگرام و اینستای خودم رو ذیل همین پست میذارم...هرکی مایل بود در این دوجا با من در ارتباط باشهخدا نگهد...
ادامه مطلب
سلام کامنت خصوصی دریافت کردم از شخصی با نام "مخاطب" که با اسم استاد منو خطاب میکرد...من از مفهوم کامنتت هیچی نفهمیدم اگه هنرجوی من بودی خب با اسم خودت کامنت بذار...من بارها کامنتت رو خوندم ولی هیچی ازش نفهمیدم...لطفا واضح تر کامنت بده..منظورت چیه نوشته شده در سه شنبه چهاردهم دی ۱۳۹۵ساعت ۸:۳۳ ق.ظ توسط محمدرضا| ...
ادامه مطلب
باز خاطرات تو همین حوالیه حالم همینه و یه چند سالیه جای تو خالیه.... دومین سالگرد درگذشت مرتضی پاشایی عزیز خواننده محبوب، کم حاشیه ، بااخلاق و دوست داشتنی موسیقی پاپ...روحش شاد...
ادامه مطلب
پس از سی سال، مجله معتبر «تراولر» یکی از شهرهای ایران را به عنوان یکی از 50 مقصد زیبای گردشگری جهان معرفی کرد. پی نوشت: آستان هلال بن علی(ع) واقع در شهرستان آران و بیدگل...
ادامه مطلب
xa0 وقایع اتفاقیه: + امروز 25 سالم شد...ربع قرن از عمرم گذشت...میگن 25 سالگی اوج جوانیه..ومن امروز وارد دوران اوج جوانیم شدم... + این روزا خبرای خوب و بد قاطیه برام خخخخخ گاهی وقتا خوبه گاهی وقتا بد + کم کم 17 امین ماه خدمتمم داره تموم میشه و تا چندروز آینده وارد 18 امین ماهش میشم... کی تموم میشه این 4 ماه لعنتی!! + برای مراسم 31 شهریور این هفته ک خیلی سرم شلوغه ...اگه مثل پارسال تو کاشون نمایشگاه هم بزنیم که هیچ تا ده مهر صبح و شب درگیرم و باید تو غرفه ارتش باشم + ایام عید غدیر نزدیکه...پیشنها...
ادامه مطلب
xa0 28 شهریور روزی ک زمین و زمان غرق در نور وشادی بود...
ادامه مطلب
xa0 عجب حلوای قندی تو امیر بی گزندی تو عجب ماه بلندی تو که گردون را بگردانی تویی کامل منم ناقص، تویی خالص منم مخلص تویی سور و منم راقص، من اسفل تو معلایی.... شعر : مولانا آواز : محسن چاوشی...
ادامه مطلب
xa0...
ادامه مطلب
وای بر من گر تو آن گم کرده ام باشی... که بس دور است بین ما که این سو پیر مردی با سپیدی های مو و هزاران بار مردن ،رنج بردن با خمی در قامت از این راه دشوار... که این سو دست ها خشکیده، دل مرده،به ظاهر خنده ای بر لب، وگاهی حرف های پیچ در پیچ و هم هیچ!! وگهگاهی دو خط شعری که گویای همه چیز است و خود ناچیز.... وای بر من گر تو آن گم کرده ام باشی که بس دور است بین ما که آن سو نازنینی غنچه ای شاداب و صدها آرزو بر دل دلی گهواره عشقی که چندی بیش نیست شادی و از بازیچه بودن سخت بیزار است وای بر من گر تو آن گم...
ادامه مطلب
اگر از عشق میشه قصه نوشت میشه از عشق تو گفت میشه با ستاره های چشمِ تو مغرب نو ، مشرق نو برپا کرد میشه از برق نگات خورشیدو خاکستر کرد میشه از گندمیای سر زلفت، یه عالم شعر نوشت آره از عشق تو دیوونگی هم عالمیه آره از عشق تو مردن داره آره از عشق تو مردن داره... میشه از عشق تو مُرد و دیگه از دست همه راحت شد میشه از عشق تو مُرد و دیگه از دست تو هم راحت شد آره از عشق تو دیوونگی هم عالمیه... اگر از عشق میشه قصه نوشت میشه از عشق تو گفت آره از عشق تو مردن داره......
ادامه مطلب