broken heart

متن مرتبط با «خاطره ای جالب» در سایت broken heart نوشته شده است

پایان رسمی فعالیت من در وبلاگ

  • نیلوبلاگ

    هر سلامی یک خداحافظی و هر آغازی یک پایانی دارد...من این وبلاگ رو زمانی ساختم که فضای مجازی به شکل امروزی نبود...نه تلگرامی نه اینستایی نه حتی واتساپ و وایبر و لاینی....من وبلاگم رو سال 88 ساختم و اکنون که بهمن 96 هست به انتهای آن رسیدم..لحظات خوب و زیبایی رو برام ساخته بودید ..بخاطر همه اون لحظات ازتون ممنونم...من فعالیتم رو امروز 11 بهمن 96 در وبلاگ تموم میکنم ولی در دیگر صفحات مجازی هستم..آدرس تلگرام و اینستای خودم رو ذیل همین پست میذارم...هرکی مایل بود در این دوجا با من در ارتباط باشهخدا نگهد...

    ادامه مطلب
  • ایام شهادت آخر صفر

  • نیلوبلاگ

    ایام شهادت آخر صفر برچسبها: شهادت, پیامبراکرم, امام حسن, امام رضا, محمدرضا محبوبی نوشته شده در یکشنبه هفتم آذر ۱۳۹۵ساعت ۶:۱ ب.ظ توسط محمدرضا| ...

    ادامه مطلب
  • پایان خدمت

  • نیلوبلاگ

    سلام خدمت همه دوستان گلم چند وقتیه بلاگفا تو بازی رفته برای همین هرچی میخام پست بذارم نمیشه...مخصوصا وقتی عکس آپلود میکنم اجازه نمیده عکس رو بذارم...آدرس اینستامو نوشته بودم قبلا...هرکی مایل بود بیاد اونجا فالو کنه..اگرم آدرس یادتون نیس تو قسمت سرچ اینستاگرام بزنید محمدرضا محبوبی آرانی میادش یه خبر ...

    ادامه مطلب
  • نرم نرمک میرسد اینک بهار...

  • دومین سالگرد مرتضی پاشایی

  • نیلوبلاگ

    باز خاطرات تو همین حوالیه حالم همینه و یه چند سالیه جای تو خالیه.... دومین سالگرد درگذشت مرتضی پاشایی عزیز خواننده محبوب، کم حاشیه ، بااخلاق و دوست داشتنی موسیقی پاپ...روحش شاد...

    ادامه مطلب
  • تن های بی سر شهدای کربلا روی خاک

  • نیلوبلاگ

    پیچیده شمیمت همه جا ای تن بی ســـــــر چون شیشه عطری که درش گم شده باشد xa0 پی نوشت : یازدهم و دوازدهم عاشورا تن های بی سر شهدای دشت نینوا بر روی خاک های داغ کربلا افتاده بود تا اینکه اصحاب بنی کلب عصر روز دوازدهم بدن مبارک سیدالشهدا و اصحاب گرامیشان را دفن نمودند....

    ادامه مطلب
  • پاییز

  • نیلوبلاگ

    بوسه باد خزونی، با هزار نامهربونیزيرگوش برگ تنها،ميگه طعمه خزونی...!برگ سبز و تر و تازه، رنگ سبزشُ می بازه،غرقِ بوسه های بادُ وحشتِ روزای تازهمي کَنه دل از درختُ، ميشه آواره کوچهکوچه ای که يادگارِ روزای رفته و پوچه...ميشينه گوشه کوچه، چشم به آسمون ميدوزهميکُنه ياد گذشته،دلش از غصه ميسوزه...ياد باد...! يادِ گذشته شاد باد!اين دلِ زرد و تهی، در حسرتِ ديدار باد...!يادِ روزايی که کوچه، زير سايه تنم بود،مهربون درختِ عاشق، مستِ عطر نفسم بودسهمِ من از بوسه باد،چي بگم ای داد و بيداد!همه زردی و تباهی، مُ...

    ادامه مطلب
  • خاطره ای جالب

  • نیلوبلاگ

    روز پنجشنبه تو حرم شاهچراغ بودم دیدم یه پیرمرد قد بلند(حدود 2متر) با موهای سفید و ریش پروفسوری سفید اطراف رو با دقت نگاه میکنه قیافش معلوم بود خارجیه..رفتم پیشش باهاش صحبت کردم(به زبان انگلیسی) گفت اهل آلمانم و دوروزه اومدم ایران ..گفتم تنهایی؟گفت نه خانومم اونطرفه ..ازش پرسیدم نظرت در مورد ایران چیه؟ گفت عالیه مردمان خوب با کشوری زیبا...گفتم اهل کدوم شهر آلمانی؟گفت مونیخ گفت فوتبالی هستی؟گفتم آره گفت من طرفدار سرسخت بایرن مونیخم..گفتم منم دوس دارم علی کریمی هم یه زمانی اونجا بازی میکرد..یادش بو...

    ادامه مطلب
  • وای بر من

  • نیلوبلاگ

    وای بر من گر تو آن گم کرده ام باشی... که بس دور است بین ما که این سو پیر مردی با سپیدی های مو و هزاران بار مردن ،رنج بردن با خمی در قامت از این راه دشوار... که این سو دست ها خشکیده، دل مرده،به ظاهر خنده ای بر لب، وگاهی حرف های پیچ در پیچ و هم هیچ!! وگهگاهی دو خط شعری که گویای همه چیز است و خود ناچیز.... وای بر من گر تو آن گم کرده ام باشی که بس دور است بین ما که آن سو نازنینی غنچه ای شاداب و صدها آرزو بر دل دلی گهواره عشقی که چندی بیش نیست شادی و از بازیچه بودن سخت بیزار است وای بر من گر تو آن گم...

    ادامه مطلب